تبیین 6 اصل آزادی ،33 روز قبل از شهادت

((۱. انسان شدن است، صیرورتی است، پویشی است، حرکتی است خودآگاه، محیط آگاه، خودساز، محیط ساز و انتخاب گر که بر اساس انتخاب آگاهانه و آزادانه اش، هم خود را میسازد و هم در تغییر ساخت محیط طبیعی خود دخالت گستردهای دارد و محیط اجتماعی خود را میسازد.
۲. محیط اجتماعی، هم ساخته شده انسان است و هم در ساخت او نقش دارد. ولی در این ساختن متقابل، اصل انسان و خودسازی درونی او است.
۳. بنابراین، انسان نه محکوم جبر طبیعی است و نه محکوم جبر اجتماعی و تاریخی، بلکه به هر حال در برابر محدودیتهایی که طبیعت یا نظام اجتماعی برایش به وجود میآورد، قدرت حرکت مخالف دارد.بدین ترتیب یکی از بزرگترین ویژگیهای انسان این است که براستی آزاد است و انتخاب کننده،و این صرفاً یک حق نیست،بلکه یک واقعیت هم هست،که انسان هر چه بیشتر به آن بپردازد،گسترده تر و پیشرفته تر می شود.
۴. در رابطه با انسان،یعنی فرد و جامعه و اصالت فرد و اصالت جامعه،ما معتقد به نقش متقابل فرد و جامعه هستیم،اما با تأکید بر نقش فرد به عنوان مبدأ پیشتازانی که حرکتها را آغاز می کنند و قدرت درک درد و رنج و آرمانها و زمینه های حرکت توده ها را دارند.می توانند آنها را به حرکت در آورند و با کمک آنها جریانهای اجتماعی نویی را به وجود آورند که این جریانها روی بسیاری از افرادی که دیرتر آگاه می شوند و به حرکت در می آیند اثر می گذارند و آنها را با خود همراه می کنند.این نقش فرد،نقش افراد پیشتاز،السابقون السابقون، و نقش آنهایی که توانسته اند با خودسازی،آگاهی خودشان را بیشتر و بالاتر ببرند،در ایجاد حرکتها و به حرکت در آوردن و آگاه تر کردن توده ها،از مسائل مهمی است که ما در فهم مسأله آزادی خیلی روی آن تکیه داریم.همچنین بر رابطه ای که بعد میان اینها و توده ها به وجود می آید و باز توده ها را به عنوان افراد آگاه و شیفته ی یک جریان به میدان نبرد سازنده ی اجتماعی می کشد،تکیه داریم.
روی این هم تکیه داریم که به هر حال در این جریان آنچه خیلی مهم است این است که افراد از روی آگاهی و خصلت هایی که برای خودشان به وجود می اورند و در آنها زمینه دارد و به آن رشد می دهند،می توانند حرکت داشته باشند؛حرکت آزاد آگاه،فارغ از وابستگیهای طبقاتی،فارغ از مسائل گفته شده در زمینه ی تضادهای طبقاتی.اینها می آیند تا تضادها را از بین ببرند و جامعه اسلامی توحیدی را بر محورهای ارزش های الهی،یگانه می شود،پدید آورند.نمی توان این نقش و این حرکت و این انبعاث آنها را با مسائل طبقاتی و تضادهای طبقاتی توجیه کرد.بنابراین، محیط اجتماعی نقش دارد:نقش آسان کننده تغییرات درونی یا دشوار کننده ی آن.از این رو،در هدایت کلی یک جامعه به سوی فلاح،نمی شود به وضع محیط اجتماعی به کلی بی اعتنا بود و گفت هر فردی خود را بسازد تا تا جامعه ساخته شود،شعاری نیمه اسلامی است؛تمام اسلامی نیست.(هر فردی خود را بسازد و در ساختن محیط نیز نقش خود را ایفا کند تا جامعه ساخته شود) این شعار اسلامی است.به این ترتیب مسأله امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک مسأله بسیار مهم مطرح می شود.
۵. اینجاست که آزادی افراد در زندگی اجتماعی محدود می شود.پرسیدند آیا در نظام اجتماعی اسلامی آزادیها تا چه اندازه وجود دارد.می گوییم، آزادیهای اجتماعی خود به خود محدود می شود.دیگر از آزادی مطلق،یعنی آنارشیسم و هرج و مرج،نمی توان در اسلام و نظام اسلامی سخن گفت.در نظام اسلامی آزادیهای اجتماعی حدودی دارد و محدودیتهایی پیدا می کند.این محدودیت ها چه هستند؟
۶. ریشه محدودیتهای قانونی که در نظام اسلامی به وجود می آیند دو ریشه دارند «1) اینکه آزادی یک فرد تا آنجا اعمال شود که به آزادی دیگران ضربه نزند.این قید در آنارشیسم وجود ندارد،ولی در آزادی اسلامی وجود دارد.این قید حتی در آزادی لیبرالیستی هم وجود دارد.لیبرال ها هم همین را می گویند.آنان می گویند،ما معتقدیم که آزادی فرد در یک جامعه لیبرال یباید تا حدی باشد که یبه آزادی دیگران لطمه نزند.البته می گویند ولی عمل نمی کنند.عمل کردن بحث دیگری است؛ولی در مقام گفتن و در مقام بینش می گویند.2) آزادیهایی که محیط را فاسد میکند و زمینهها را برای رشد فساد در جامعه آماده میکند،این آزادی ها هم در نظام اسلامی گرفته می شود.یعنی به انسانها اجازه داده نمی شود که مطابق میل و هوا و هوس خودشان و هر جور دلشان می خواهد زندگی کنند.مثلا بیایند در خیابان،یک ترانه بسیار چندش آور فسادکننده ای را که انسانها را به سوی ابتذال تحریک می کند بخوانند.بگویند آقا،ما ایت ترانه را در خیابان می گذاریم،می خواهیم گوش کنیم،بزنیم و برقصیم؛آزادی است!نه؛اینجا در نظام اجتماعی اسلامی گفته می شود که در اعمال آزادی مشخص خود تا اینجا نمی توانید پیش بروید.اینجا برایتان مرز معین می کنند.چرا؟برای اینکه این نوع آزادی زمینه اجتماعی را برای آسانتر شدن نفوذ فساد در انسانهای دیگر و به بیراهه کشاندن انسانهای دیگر آماده می سازد و اسلام و نظام اسلامی باید در هدایت اجتماعی و در اداره جامعه مواظبت این انحراف باشیم.))۱
۱.آزادی، هرج و مرج، زورمداری.میزگرد:آیت الله بهشتی،حبیب الله پیمان،مهدی فتاپور،نورالدین کیانوری.بنیاد نشر آثار و اندیشههای آیتالله دکتر بهشتی، تهران: بقعه، 1386،صص 75-78.