محسن رضائی الزایمر گرفته است


اعتراض یک روی سکه مردمسالاری است

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، محسن رضایی ظهر دیروز چهارشنبه در همایش نقش مردم در تولید ملی که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران در آمفی تئاتر علوم با استقبال و حضور دانشجویان برگزار شد، درباره واکنش‌های او پس از انتخابات 88 گفت: تا جایی که قانون اجازه می‌داد اعتراض خود را به تخلفات انجام شده در انتخابات اعلام و پیگیری کردم اما وقتی شورای نگهبان انتخابات را تأیید کرد تمکین کردم.

رضایی اعتراض را حق قانونی و یک روی سکه مردمسالاری دانست و افزود: مشکل فتنه‌، آمدن مردم به خیابان‌ها نبود بلکه مشکل این بود که آنها نتوانستند اعتراض مردم را مدیریت کنند؛ اعتراضی که می‌شد در مدت یک ماه آن را حل و فصل کرد، هفت ماه طول کشید و حوادث بعد از انتخابات بر مشارکت مردم و جایگاه سیاسی ایران در دنیا تأثیر گذاشت.

وی تأکید کرد: مردم به نتیجه انتخابات معترض بودند و اعتراض آنها از نوع اجتماعی بود نه سیاسی و در حالی که می‌توانست مسالمت آمیز ادامه یابد و ختم شود اما به علت ضعف مدیریت، به فتنه تبدیل شد.

وی پاسخ دانشجویی دیگر مبنی بر اینکه چرا شما علی رغم سخنان رهبری مبنی بر صحت انتخابات باز همگام با میر حسین موسوی و کروبی بحث تقلب در انتخابات را به پیش کشیدید گفت: در آن زمان افکار عمومی دچار تشویش شده بود و اگر دولت در آن زمان اجازه شمارش آرا را میداد، هیچ موقع تظاهرات به نابه هنجاری کشیده نمی‌شد!
رضای در ادامه گفت: بنده هیج موقع اسم تقلب را نیاوردم بلکه از آن به عنوان تخلف یاد کرده ام و اسناد آن در سخنرانی های بنده موجود می باشد
.

در انتهای جلسه مجری برنامه  سوال کرد که آیا شما حوادث  بعد از انتخابات را فتنه می دانید یا اعتراض؛ که رضایی در پاسخ گفت: بنده آنها را تخلف واعتراض میدانم و اگر مسولان نظام با سو مدیرت با آن بر خورد نمی کردند فتنه بوجود نیامده بود.

انتخابات آینده ریاست جمهوری و نامزد های احتمالی

بنابر شنیده های خبرنگار بی باک از برخی منابع آگاه، سید حسن خمینی اخیرا بعد از دیدار با آقای هاشمی رفسنجانی به دیدار دکتر احمدی نژاد رفته است و رئیس جمهور نیز در این دیدار صریحا به سید حسن خمینی اعلام کرده که در صورت حضور وی در عرصه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، شخصا از وی حمایت خواهد کرد.

تکاپو برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری بعدی از مدتها پیش توسط برخی اشخاص و احزاب و گروهها آغاز گردیده است به گونه ای که عده ای از سیاسیون که حضورشان قطعی گردیده است، از مدتها پیش ستادهای انتخاباتی شان را نیز فعال کرده اند اما در این میان  دیدار انتخاباتی سید حسن خمینی با دکتر احمدی نژاد از مهمترین گزارشات در اینباره می باشد.

 خبرها حاکی است که محمد باقر قالیباف شهردار فعلی تهران ستادهای تبلیغاتی اش را از مدتها قبل فعال نموده است و قصد جدی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بعنوان کانیدا آن دوره دارد.

از دیگر کسانی که از سوی احزاب و گروهای مختلف برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری بعدی در نظر گرفته شده اند می توان به آقایان غلامعلی حداد عادل، سعید جلیلی، سید محمد حسینی ( وزیر فعلی ارشاد)، دکتر علی اکبر ولایتی، محمدرضا عارف و علی لاریجانی‏ اشاره کرد.

برخی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی نیز درصددند تا باقری لنکرانی وزیر سابق بهداشت را متقاعد کنندکه برای ریاست جمهوری بعدی کانیدا شود که تا کنون وی از قبول این امر امتناع کرده است.

اما در این میان گزارشاتی نیز از دیدار انتخاباتی حجت الاسلام سد حسن خمینی با دکتر احمدی نژاد حکایت دارد.
بنابر شنیده های خبرنگار بی باک از برخی منابع آگاه، سید حسن خمینی اخیرا بعد از دیدار با آقای هاشمی رفسنجانی به دیدار دکتر احمدی نژاد رفته است و رئیس جمهور نیز در این دیدار صریحا به سید حسن خمینی اعلام کرده که در صورت حضور وی در عرصه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، شخصا از وی حمایت خواهد کرد

به نقل از ماهان نیوز و بی باک.


ملکه ی مادر وکارگری قلچماق که داماد اعلیحضرت شد!!!

ملکه مادر وکارگری قلچماق که داماد اعلیحضرت شد!!!

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: تاج الملوک آیرملو فرزند تیمور آیرملو در روز ششم اردیبهشت ماه سال ۱۲۷۸ ﻫ.ش به دنیا آمد. او دارای ۳ خواهر و یک برادر بود. پدر او یک قزاق (سرتیپ) بود و پس از دیدن شجاعت از رضاشاه در میدان جنگ او را به دامادی خود پذیرفت. رضاشاه در سال ۱۲۹۴ ﻫ.ش با تاج الملوک ازدواج نمود و از او دارای چهار فرزند به نام های شمس، محمدرضا، اشرف و علیرضا گردید. در سال ۱۹۴۴ میلادی، رضاشاه در تبعید درگذشت. هنوز کفن رضاشاه خشک نشده بود که تاج الملوک در تهران غلامحسین صاحب دیوان را به عنوان معشوق خود برگزید و چهار سال بعد با او رسماً ازدواج کرد.

غلامحسین صاحب دیوان در واقع هم سن و سال پسر اول تاج الملوک (محمدرضا) بود و عضو یکی از شاخه های خانواده ی قوام الملک شیرازی (مهمترین و با نفوذترین خانواده در استان فارس) به شمار می رفت. وی دارای تحصیلات عالیه و چشمگیری نبود، اما پس از این وصلت، مدارج ترقی را خیلی خوب و زود پیمود و به نمایندگی مجلس شواری ملی هم رسید.
تاج الملوک بعدها صاحب دیوان را کنار گذاشت و با شمس قنات آبادی روی هم ریخت و مدتی هم معشوقه ی شعبان جعفری (شعبان بی مخ) بود ولی در اواخر عمر رژیم پهلوی او دست به کار عجیبی زد، اگرچه شاید این کار در نزد مردم عوام آن روز، کاری به دور از دستگاه سلطنتی بود، دستگاه سلطنتی ای که خود را از نسل هخامنشیان می دانست.

ازدواج با یک کارگر
تاج الملوک در روزگاری که سه همسر شرعی و چندین همسر غیرشرعی را از سرگذرانده بو دلداده ی یک کارگر غول پیکر به نام رحیمعلی خرم گردید. رحیمعلی خرم آدمی قلچماق با هیکل نتراشیده و نخراشیده ای بود و به کارگری اشتغال داشت. ابتدا که به تهران آمده بود فعلگی می کرد و بعد که به آسفالت ریزی در زمان محمدرضا پهلوی در تهران باب شد به آسفالت کاری روی آورد و کارگر آسفالت کار شد.
یک روز در اوایل تیرماه در گرمای تابستان همای بخت و اقبال روی سرش می نشیند و رحیمعلی را به اتفاق تعداد زیادی کارگر برای آسفالت کردن خیابان های مجموعه ی کاخ سعدآباد به این محل می برند.
رحیمعلی از صبح کار می کند و ظهر پس از صرف چند نان بربری و خیار، پنیر و گوجه! چند دقیقه ای زیر سایه ی درختان بلند چنار دراز می کشد و چشمانش را روی هم می گذارد و در آن گرمای ظهر تابستان خوابش می برد… از قضای روزگار مادر محمدرضاشاه (تاج الملوک) به اتفاق احترام شیرازی (احترام الملوک) از آن محل عبور می کرد که چشمش به این انسان درشت تر از گاومیش که به پشت روی زمین خوابیده و رو به آسمان دراز کشیده بود می افتد و با مشاهده ی اعضا و جوارح این مرد غول پیکر هوس می کند تا این کارگر آسفالت کار را به کاخ اختصاصی خود برده و تحت حمایت خود قرار دهد!
احترام الملوک (همسر ذوالقدر نماینده ی شیراز در مجلس شواری ملی) رحیمعلی را به حمام می فرستد و یک دست لباس نو به او می پوشاند و خدمت ملکه ی مادر می برد و معرفی می کند.
از آن روز به بعد معلوم نیست خرم چه می کند که حسابی مورد توجه ملکه قرار گرفته و یک شبه ره صد ساله می رود! بدین ترتیب کارگر ساده آسفالت کاری داماد اعلیحضرت همایونی (!) شد و مدارج ترقی را پیمود و مقاطعه کار درجه اول پروژه های بزرگ دولت گردید. او به زودی با شاهپور محمودرضا پهلوی شریک شد و یک کارخانه بزرگ آسفالت پزی در جاده ی کرج (پل رودخانه کن) تاسیس نمود (محل پارک ارم فعلی).
رحیمعلی خرم در مدتی که خدمت ملکه ی مادر را می کرد حسابی بار خود را بست و با روابطی که به خاطر هیکل استثنایی خود در دربار به دست آورده بود تا آنجا که توانست «نان هیکلش» را خورد و محوطه ی عظیم چند صد هکتاری پارک ارم را تصاحب و در آنجا دریاچه ی مصنوعی و باغ وحش و کاباره و تأسیسات تفریحی احداث نمود.
ارتشبد حسین فردوست می نویسد که: «خرم با ملکه مادر در استخر کاخ شنا می کرد و شاه هم برای آن ها دست تکان می داد»!
چندین بار در سال ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ اخبار گم شدن زنان و دختران در پارک خرم (ارم کنونی) در مطبوعات چاپ شد. اما هیچ کس نفهمید که این بیچاره ها گم نشده اند. (بلکه عوامل خرم آن ها را ربوده اند!) حتی در روزنامه ها نوشتند که آن ها درون چاه های موجود در پارک سقوط کرده اند، تا اینکه در سال ۱۳۵۶ عوامل خرم که بارها دست به آدم ربایی زده و مورد تعقیب و مجازات قرار نگرفته بودند، دختری جوان را به زور از دست نامزدش گرفتند و مرد جوان را هم تهدید کردند که در قفس شیر خواهند انداخت! جوان ناموس باخته خودش را به پاسگاه ژاندارمری «کن» می رساند و شکایت می کند، اما عوامل خرم که در پاسگاه حضور داشتند به شکایت او وقعی نمی گذارند. این بیچاره به هر جای دیگر هم که عقلش می رسد سر می زند و راه به جایی نمی برد و خلاصه دختر جوان چند روزی در اسارت خرم و عواملش باقی می ماند و کاری که نباید می شده، صورت می گیرد…
پس از پیروزی انقلاب اسلامی رحیمعلی خرم در دادگاه انقلاب محاکمه شد و به همه ی این جرایم و جنایات سنگین اعتراف کرد. در جریان محاکمه ی رحیمعلی خرم فاش شد که این نامرد بی رحم و سنگدل در محل پارک و میکده ی خود چند شیر درنده داشته و قربانیان خود را در صورت مقاومت در برابر خواسته های نامشروع جنسی خودش و یا عواملش در قفس شیرها می انداخته است.

منابع:
۱- فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. تهران، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ۱۳۶۹٫
۲- پیرانی، احمد، برادران شاه. تهران، به آفرین، ۱۳۸۶٫
۳- دخترم فرح (خاطرات فریده دیبا)، تهران، به آفرین، ۱۳۷۹٫

پاسخ پدر شهید احمدی روشن به دعوت هاشمی



رحیم احمدی روشن در گفت‌وگو با  «خبرگزاری دانشجو» در خرم آباد، تصریح کرد: همان کسانی که بدون سلام و نام خدا به رهبر معظم انقلاب نامه می نویسند، امروز خانواده های شهدای هسته ای را دور خودشان جمع می کنند و با آنها عکس و فیلم می گیرند و می خواهند از خون شهدای هسته ای به نفع خودشان استفاده کنند.

وی افزود: اینها چرا باید این کارها را بکنند، در حالی که حتی یک پیام و پیغام کوچک برای خانواده شهدای هسته ای ندادند، چه حقی دارند که با خانواده شهدا عکس و فیلم می گیرند و مردم را ملعبه دست خودشان می کنند، باید خجالت بکشند از خون شهدای هسته ای، این ها دل ما را به درد می آورند.

پدر شهید مصطفی احمدی روشن بیان داشت: کسانی که یک قدم برای خانواده شهدا برنداشته اند و سد راه خانواده شهدا هستند بیخود می کنند با خانواده شهدای هسته ایی عکس و فیلم می گیرند این ها می خواستند مملکت ایران را با آن چراغ سبزی که به آمریکا و اسرائیل نشان دادند به آنها بفروشند و سیبل مقابلشان مقام معظم رهبری بود و می خواستند ایشان را از اریکه قدرت پایین بکشند که به لطف خدا و پشتیبانی این مردم موفق نشدند و از این به بعد هم موفق نمی شوند.

وي متذکر شد: اینها کسانی بودند که برای خانواده شهدای هسته ایی که ما باشیم یک پیامک ندادند، اما رهبر معظم انقلاب و زن و بچه اش به خانه ما آمدند و ما را به خانه خودشان دعوت کردند ولی یکی از آنها قدم از قدم برنداشتند برای عرض تسلیت نه به ما و نه به کسان دیگری پیامی بدهند متاسفانه آنها جامعه را برای خودشان باز می بینند و می خواهند خون شهدای هسته ای را به نفع خودشان مصادره کنند.

پدر شهید احمدی روشن خاطرنشان کرد: خط قرمز ما و شهید احمدی روشن رهبر معظم انقلاب است و اگر کسی بخواهد از این خط قرمز بگذرد با ما طرف است و پا روی خون شهدای ما گذاشته و باید پا روی خون ما هم بگذارد.

به نقل از صراط

آب پرتقال! (گفت و شنود)

گفت: با اينكه دور دوم انتخابات تمام شده، هنوز گروههاي اپوزيسيون دارند درباره شركت يا عدم شركت در دور دوم با يكديگر جرو بحث مي كنند.
گفتم: حيوونكي ها!
گفت: برخي از آنها مي گويند شركت ما در انتخابات نشانه تائيد جمهوري اسلامي است و بعضي ديگر مي گويند بايد شركت كنيم و مبارزات خود را از درون حاكميت دنبال كنيم!
گفتم: سايت بالاترين با اشاره به اين جر و بحث ها خطاب به اپوزيسيون نوشته است؛ طوري بحث مي كنيد كه انگار جمهوري اسلامي براي شركت شما فرش قرمز پهن كرده است! آنها براي خاتمي هم تره خرد نكردند چه رسد به ما؟!
گفت: يكي از ضدانقلابيون ديگر هم در صفحه فيس بوك خود نوشته؛ دوره ما تمام شده نبايد گول اين ميزگردها و مصاحبه هاي بي بي سي و VOA را بخوريم.
گفتم: لوله آب خونه يارو تركيده بود. بعد از تعمير، آب زردرنگ از آن مي آمد رفيقش گفت؛ اين به خاطر زنگ زدگي لوله هاست؟ و يارو جواب داد؛ نه بابا! اين حرفها چيه؟! سازمان آب مي خواد بهمون خسته نباشيد بگه؛ از توي لوله آب پرتقال فرستاده!

روابط پنهان اردوغان با آمريکا و صهيونيست‌ها

روزنامه‌هاي ترکيه فاش کردند که روي کارآمدن اردوغان و حزبش در ترکيه با هماهنگي و رضايت آمريکا و رژيم صهيونيستي و درراستاي منافع استعماري جديد انجام گرفته است.
به گزارش گروه بين‌الملل مشرق، با ادامه انتشار برخي اسناد و اطلاعات در زمينه نقش رجب طيب اردوغان، نخست‌وزير ترکيه به عنوان وکيل سياست‌هاي آمريکا و رژيم صهيونيستي در منطقه گزارش‌هاي خبري جديد از روزنامه هاي ترکيه حکايت از وابستگي وي و حزبش به لابي‌هاي صهيونيستي و سياست هاي آمريکا براي ايجادنقشه خاورميانه جديد در منطقه دارد که امکان تسلط بر آن آسان شود.

روزنامه ترک‌زبان آيدي‌لينک در اين زمينه تأکيد کرد که اردوغان در جريان سفر به واشنگتن در سال 2004 ميلادي جايزه شجاعت را از کميته روابط آمريکايي و يهودي دريافت کرد. اين کميته ارتباطات خوبي با مرکز جينسا دارد که پل ارتباطي ميان وزارت جنگ آمريکا و اسرائيل محسوب مي‌شود.

بر اساس اين گزارش‌ها حزب عدالت وتوسعه که در سال 2002 ميلادي در ترکيه روي کار آمد، با استقبال صهيونيست‌ها و دولت آمريکا مواجه شد، چون آمريکا مي‌دانست که اردوغان و حزبش بخشي از پروژه هاي استعماري جديد اين کشور در منطقه است.

جايزه يهودي "شجاعت" که علاوه براردوغان در ترکيه به عبدالله گل و "چويک بير" نيز اعطا شده است، از جوايزي است که تنها به کساني تعلق مي گيرد که کمک ارزنده‌اي را به اسرائيل کرده باشند ونقش مهمي در حفظ منافع صهيونيست‌ها در جهان داشته باشند.

آيدي لينک تصريح مي‌کند که در پي حملات تند اردوغان به اسرائيل در جريان کشته‌شدن 9 شهروند ترک در کشتي مرمره نيز بسياري از تحليلگران مي‌دانستند که وي نمايشنامه‌اي تبليغاتي را اجرا مي‌کند و در اين راستا مي‌خواهد اعتماد ملت‌هاي منطقه را که دشمن اسرائيل و آمريکا هستند و دشمنان آنها را قهرمان مي‌دانند، جلب کند.

در همين راستا اين رونامه به نوشته "ناسوهي کونکور" در کتابش اشاره مي‌کند که تأکيد کرده "چويک بير" در زمان اشتغال اردوغان به عنوان شهردار استانبول ديدارهايي را با وي داشت که آخرين اين ديدارها درآمريکا و در کميته يهودي آمريکا برگزار شده است.

وي مدعي شد؛ اين نشان مي‌دهد که رسيدن اردوغان و حزبش به قدرت در ترکيه اقدامي در راستاي طرح‌هاي آمريکا و صهيونيست‌ها بوده است.

روزنامه مليت ترکيه نيز به ارتباطات پنهاني اردوغان با گروه تروريستي "عبدالله اوجالان" پرداخته و نوشت که اين گروه حمايت ويژه و مخفيانه‌اي از دولت اردوغان  داشته است؛ بدين ترتيب که اين گروه در عمليات تروريستي خود اهداف اردوغان را در نظر مي گيرد و اردوغان نيز باعث افزايش قدرت و نفوذ اين گروه در دادگاه‌ها و مراکز پليس و اطلاعات ترکيه مي‌شود.

اين رونامه‌ها تاکيد کردند که اردوغان که با سوءاستفاده از اسلام سياسي و شعارهاي دموکراتيک روي کار آمد، پيشتر رضايت آمريکا وصهيونيست ها را به دست آورده بود و آنها از اين برگه در راستاي اهداف خود استفاده کردند تا بتواند اين روند را به ساير کشورها نيز تسري دهند.

خسارات جاده‌ای بیش از تولید ناخالص ملی


سرپرست پژوهشکده بیمه با اشاره به رقم بالای تلفات جاده‌ای در کشور گفت: رقم خسارت‌های مستقیم و غیر مستقیم این تصادفات بیش از 7 درصد تولید ناخالص ملی کشور است.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، سرپرست پژوهشکده بیمه بابیان اینکه هر ساله تعداد قابل ملاحظه‌ای از شهروندان ایرانی بر اثر تصادف اتومبیل جان خود را از دست می دهند و تعداد بیشتری دچار جرح و یا خسارت‌های ناشی از آن می شوند، افزود: طی سال‌های گذشته سالانه در حدود 26 هزار نفر از هموطنان ایرانی در تصادفات جاده‌ای جان خود را از دست داده اند و حدود ده برابر این تعداد مجروح شده‌اند.

وی اضافه کرد: طبق آمار، ایران در میان 190 کشور دنیا، از نظر عدم ایمنی در تصادفات رانندگی رتبه 189 را به خود اختصاص داده است و تنها کشور سیرالئون بوده است که وضعیت نامناسب تری از ایران داشته است.

مهدوی با اشاره به تبعات تصادفات جاده‌ای در کشور خاطرنشان کرد: در نتیجه تصادفات، زیان های غیرقابل جبرانی بر اقتصاد کشور وارد می شود و تعداد تلفات جاده‌ای کشور در سال با تلفات یک جنگ تمام عیار برابری می‌کند.

وی با بیان اینکه طبق برآوردهای علمی پرفسور آیتی، رقم خسارت‌های مستقیم و غیر مستقیم تصادفات جاده‌ای بیش از 7 درصد تولید ناخالص ملی کشور است، ادامه داد: به نظر ایشان می‌توان با تدوین و اجرای یک برنامه 4 تا 5 ساله میزان تصادفات را به نصف و حتی یک سوم میزان فعلی کاهش داد.

سرپرست پژوهشکده بیمه تصریح کرد: این برنامه در کشورهایی همچون ژاپن، آلمان و کشورهای اتحادیه اروپا در سال های پیش اجرا شده است.

وی در ادامه افزود: با وجود اینکه در این کشورها نرم تلفات در تصادفات از میزان جهانی پایین‌تر بود اما باز هم آنها با اجرای یک برنامه مدون توانستند این میزان را به نصف کاهش دهند.

مهدوی متوسط جهانی مرگ ومیر در اثر حوادث رانندگی را 14تا 15نفر در هر 100هزار نفر ذکر کرد و یادآور شد: این میزان در کشور ما 30 نفر در هر 100 هزار نفر یعنی تقریبا دو برابر میانگین جهانی است که با تدوین و اجرای یک برنامه جامع می توان این میزان را به نصف کاهش داد.

وی با اشاره به مؤلفه های برنامه کاهش حوادث رانندگی ابراز داشت: اولین مؤلفه، افزایش کنترل پلیس و اصلاح نظام جریمه و مؤثر کردن جریمه‌هاست.که یکی از راه های آن کوتاه کردن مدت زمان پرداخت جریمه است.

مهدوی ادامه داد: در کنار آن بایستی حقوق و دستمزد پلیس افزایش یابد تا بهتر بتواند وظایف خود را به انجام برساند.

این استاد دانشگاه مؤلفه دیگر کاهش حوادث رانندگی را داشتن برنامه جامع فرهنگ‌سازی دانست و گفت: مدارس، مهدکودک ها، مساجد و رسانه ها همه باید در این زمینه فعالیت کنند تا قوانین راهنمایی و رانندگی کاملا نهادینه شود.

وی همچنین به نحوه ارائه گواهینامه رانندگی و آموزش‌های لازم در این زمینه اشاره و اظهار داشت: در هنگام آزمون رانندگی در کشور ما به چابکی راننده بیش از هر چیز توجه می شود اما در کشورهایی که قوانین راهنمایی و رانندگی منظم‌تری دارند رعایت قوانین و نحوه رفتار راننده با رانندگان و عابران مورد توجه قرار می‌گیرد و آموزش های لازم در این زمینه ارائه می شود.

مهدوی استاندارد لازم در ایمنی خوردو را مؤلفه دیگر می‌داند و می افزاید: افزایش ایمنی خودروها با توجه به شرایط کشور و مسائل مالی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد تا کمتر شاهد حوادث رانندگی باشیم.

وی اصلاح قواعد عبور و مرور در داخل و خارج شهرها را نیز مورد تاکید قرار داد و اضافه کرد: بیمه‌نامه ها نیز باید در کشور ما اصلاح شوند، به گونه‌ای که درجه ریسک گریزی افراد را بالا ببرد و بر اساس کاراکتر راننده و سوابق او و همچنین خودرو تنظیم شود.

سرپرست پژوهشکده بیمه با اشاره به اینکه حدود 60 درصد از ریسک صنعت بیمه مربوط به اتومبیل است، خاطرنشان کرد: به همین دلیل صنعت بیمه باید با جدیت برای کاهش این ریسک برنامه‌ریزی کند. از این رو ما برای هر نوع همکاری در کاهش حوادث رانندگی و در نتیجه بهبود ریسک صنعت بیمه آمادگی خود را اعلام می‌کنیم.

وی با اشاره به روند رو به کاهش حوادث جاده ای طی دهه گذشته در کشور، خواستار حرکت جدی تر در این زمینه شد و اضافه کرد: هنوز وضعیت کشور در جهان در این زمینه ، مناسب نبوده و یکی از غیر ایمن‌ترین کشورهای جهان از جهت رانندگی و عبور و مرور هستیم.

مهدوی تصریح کرد: بر اساس آمار، اگر چه ضریب خسارت بیمه شخص ثالث از 130 درصد در سال 1380 به 92 درصد در سال 1389 کاهش یافته است، ولی در سال 1389، طی531000 فقره تصادف ، 23200 فوتی و 312000 مجروح در شرکت‌های بیمه ثبت شده است، که بطور نسبی یکی از بالاترین آمارهای جهانی در زمینه حوادث مربوط به وسایل نقلیه است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: در سال 1389 از حدود 59000 میلیارد ریال حق بیمه عاید شده ، 31326میلیارد ریال آن مربوط به اتومبیل (حدود 53 درصد) بوده و از 41121 میلیارد ریال خسارت پرداختی 25006 میلیارد ریال آن نیز (حدود 60 درصد) مربوط به اتومبیل است.

شهید شیرودی و قبول تمرد و رد درجه تشویقی بنی صدر



به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری به نقل از اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس مازندران، شهید شیرودی خلبانی بود که از دستور دولت وقت برای حفظ و تمامیت ایران اسلامی سرپیچی کرد.

شهید چمران در خاطراتش درباره شهید شیرودی می‌گوید: علی‌اکبر شیرودی با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور ماه سال 59 به منطقه کرمانشاه رفت و هنگامی که شنید بنی صدر دستور داد پادگان‌ها تخلیه و انبار مهمات منهدم شود از دستور سرپیچی کرد و با دو خلبانی که همفکر او بودند گفت: ما می‌مانیم و مسئولیت تمرد را هم می‌پذیریم.

وی تصریح کرد: شهید شیرودی در طول 12 ساعت پرواز بی‌نهایت حساس و خطرناک، به عنوان تنها موشک‌انداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد و شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور بلکه در تمام خبرگزاری‌های مهم جهان منعکس شد.

شهید چمران ادامه می‌دهد: بنی‌صدر برای حفظ آرامش دو هفته بعد به شهید شیرودی ارتقا درجه داد و خلبان شیرودی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواسته‌اش این بود که کارشکنی‌های بنی صدر و بی‌تفاوتی برخی از فرماندهی را به عرض امام(ره) برساند.

وی اضافه می‌کند: در همان ایام شهید شیرودی به دستور فرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوان یار سوم خلبان به درجه سروانی ارتقا درجه یافت و طی نامه‌ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در 9 مهر 1359 نوشت: اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه تاکنون برای احیای اسلامی و حفظ مملکت اسلامی در تمام مأموریت‌ها شرکت کردم و هدفم از مشارکت در جنگ تنها پیروزی اسلام و اطاعت از رهبر عزیز بود.

به گزارش فارس، شهید شیرودی در آن نامه خطاب به فرمانده هوانیروز کرمانشاه تاکید کرد: درجه تشویقی که به اینجانب داده شد از من پس بگیرید و مرا به درجه ستوان یار سومی برگردانید.

در هشتم اردیبهشت 1360 در منطقه بازی دراز هنگامی که عراق لشکر 250 تانک و پشتیبانی توپخانه و خمپاره‌انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی را برای باز پس‌گیری ذهاب گسیل داشت به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله‌های تانک قرار گرفت و به شهادت رسید.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.

شریک دزد  رفیق قافله

خبرگزاري فارس: انتشار خبر مربوط به مشروح مذاكرات 6 سال پيش سيد محمد خاتمي و جرج سوروس به نقل از سوروس واكنش شتابزده دفتر رئيس‌جمهور سابق كشورمان و رسانه‌هاي حامي وي را در پي‌داشت.

 به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، ايرنا نوشت؛ انتشار خبر مربوط به مشروح مذاكرات 6 سال پيش سيد محمد خاتمي و جرج سوروس به نقل از سوروس در جلسه‌اي كه به مناسبت سالگرد 11 سپتامبر در هتل بين المللي ترامپ (Trump International Hotel) نيويورك و در جمع مديران و فعالان تعدادي از سازمان هاي غيردولتي امريكا واكنش شتابزده دفتر رئيس‌جمهور سابق كشورمان و رسانه‌هاي حامي وي را در پي داشت، به طوري كه ضمن تكذيب اين خبر، روشنگري ايرنا را دروغ‌پردازي خواندند.
متعاقب اين تكذيب و پوشش يكپارچه آن به‌عنوان تيتر يك روزنامه‌ها و سايت‌هاي حامي خاتمي، بي‌بي‌سي فارسي نيز دست به‌كار شد و به نقل از فردي كه او را ايمي ويل مسئول ارتباطات رسانه‌اي موسسه جامعه آزاد متعلق به سوروس مي‌خواند، خبر داد: آقاي سوروس با آقاي خاتمي آشنايي شخصي ندارد و تماسي با او نداشته است.
اين خبر اگرچه در اين رسانه‌ها به‌عنوان تكذيبيه دفتر سوروس مطرح شد اما هيچ نشاني از فرد مصاحبه‌شونده بي‌بي‌سي به‌عنوان يك مقام مسوول در سايت موسسه جامعه آزاد (www.soros.org) وجود ندارد و در ضمن دفتر سوروس و يا سايت رسمي موسسه نيز هرگز نسبت به تكذيب اين خبر اقدام نكرد.
اما در حالي كه دفتر خاتمي اظهارات كيان تاجبخش درخصوص ديدار وي با سوروس و سپس خبر ايرنا را تكذيب كرد، سند جديدي برگرفته از مقاله 6سال پيش "كنت تيمرمن " (Kenneth R. Timmerman) مدير اجرايي مؤسسه‌ي موسوم به "بنياد دموكراسي براي ايران "، پرده جديدي از جزئيات شام محرمانه سوروس و خاتمي را فاش كرد.
تيمرمن موسس بنياد دموكراسي براي ايران است كه خود نيز مدير اجرايي آن بود. وي كه از نيروهاي بخش پژوهشي سازمان جاسوسي امريكا (سيا) است، با موسسه آمريكن اينترپرايز و همچنين پروژه قرن جديد براي امريكا نيز همكاري دارد. اين موسسات همانند موسسه جامعه باز سوروس امريكا به‌صورت ويژه بر روي موضوع ايران تمركز دارند.
اما تيمرمن 6سال پيش در تاريخ 15 سپتامبر 2006 مقاله‌اي در پايگاه اينترنتي نيوز مكس                     (http://archive.newsmax.com/archives/articles/2006/9/14/205414.shtml?s=sr
) با اشاره به موضوع هسته‎اي ايران و بررسي پيشنهادهايي براي چگونگي توقف ايران هسته‌اي از ديدار محرمانه سوروس و خاتمي در يك ضيافت شام خبر داده بود. تيمرمن در اين زمينه نوشت: "همزمان و كمتر از يك مايل دورتر از محل گفت وگوي پهلوي با سانتوروم و مارتينز در سناي امريكا، "جرج سوروس " و ساير مخالفان دولت بوش در هتل "هايت " گردهم آمده بودند تا تعامل دولت با تهران را خواستار شوند. سوروس خطاب به شركت كنندگان در اين نشست كه به همت "بنياد امريكاي نوين " برگزار شده بود، درباره يك "معامله بزرگ " با تهران سخن گفت كه به رسميت شناخته شدن ايران از سوي امريكا، پايان رويارويي هسته اي از طريق مذاكرات و ازسرگيري مناسبات عادي ميان دو كشور را در بر خواهد داشت.
برخي مقامات روز پنجشنبه به نيوزمكس گفتند كه سوروس در همين هفته و در يك مراسم خصوصي صرف شام در بوستون، درباره اين "معامله بزرگ " با "محمد خاتمي " رئيس جمهوري سابق ايران گفت وگو كرد. يك ايراني كه در آن مراسم شام حضور داشت، گفت: "خاتمي به ما گفت كه آمريكا بايد مذاكره با ايران را آغاز كند. او افزود كه ايران مسلما خواهان تعليق غني سازي اورانيوم، اما نه به عنوان يك پيش شرط براي مذاكرات است.
با اين حال، فرد ياد شده به نقل از خاتمي گفت كه ايران "غني سازي سوخت هسته اي را كنار نمي گذارد "، زيرا وعده هاي غرب را مبني بر عرضه سوخت مورد نياز نيروگاه بوشهر باور ندارد. نيروگاه بوشهر با وجود 11 سال فعاليت پيمانكاران روسي، هنوز عملياتي نشده است.
اين مقام ايراني همچنين گفت: "از اين رو، يك برنامه R&D (تحقيق و توسعه) اجرا مي شود و اگر حاضر به پذيرش آن نباشيد، هيچ معامله ي بزرگي در كار نخواهد بود. " "استيون كلمنز " مدير "برنامه راهبرد آمريكا " در بنياد امريكاي نوين نيز در مراسم صرف شام خاتمي با سوروس شركت داشت و سخنان مقام ايراني را تصديق كرد.

"هومن مجد " روزنامه نگار آزاد كه در طول اقامت خاتمي در آمريكا، مشاور و مترجم او بود، گفت، سفر خاتمي به آمريكا از ماه ها قبل برنامه ريزي شده بود. "اين سفر با شروع ضرب الاجل سازمان ملل براي تعليق غني سازي، دقيقا همزمان شد. "
كلمنز انجام يك "معامله بزرگ " بر سر برنامه هسته يي با ايران را كار سخت و دشواري خواند كه به نتيجه رساندن آن، راحت و آسان نيست. يك ايراني كه در ميهماني شام خاتمي با سوروس، او را همراهي مي كرد گفت، رئيس جمهوري سابق ايران در توضيح رد مكرر پيشنهادهاي آمريكا - از جمله تلاش چند ساله "بيل كلينتون " - درباره يك "معامله بزرگ " از سوي تشكيلات رهبري ايران ، كلينتون را مسوول اين بن بست دانست.
اين ايراني گفت: "پس از عذرخواهي مادلين آلبرايت وزير خارجه وقت آمريكا بابت مداخله آمريكا در كودتاي 1953 عليه دولت محمد مصدق نخست وزير وقت ايران ، همه مسايل در جهت آشتي پيش مي رفت. " اما، خاتمي گفت، كلينتون، با "نامنتخب " خواندن تشكيلات رهبري ايران، اين معامله را ضايع كرد. "
كنت تيمرمن كه مقالاتش گاهي در پايگاه اينترنتي newsmax.com منتشر مي‌شود، چندي پيش نيز نوشته بود: بنياد ملي براي دموكراسي ميليون‌ها دلار را در دهه‌هاي گذشته براي راه‌اندازي انقلاب هاي رنگي در اوكراين، صربستان هزينه كرده و سياسيون آن‌ها را با تكنيك‌هاي سازماندهي و ارتباطات آموزش داده است.
وي همچنين افزوده بود: بنياد ملي دموكراسي از ستاد ميرحسين موسوي حمايت مي كرده و اين اقدام را از راه ارتباط با سازمان هاي غير دولتي خارج از ايران انجام مي داده است. اين سازمان ها آماده بودند تا به محض اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري در ايران معترضين را سازماندهي كنند. همچنين موسوي پيش از اعلام رسمي نتايج انتخابات به شكل غيرمنتظره اي اعلام كرد كه در اين انتخابات به پيروزي رسيده است.
اما شواهد ايرنا درباره ديدار خاتمي و سوروس به روايت كنت تيمرمن خلاصه نمي‌شود، به طوري كه سيد محمد خاتمي 25 شهريورماه 85 هنگامي كه پس از دو هفته از سفر به ايالات متحده به ايران بازگشت، در تشريح نتايج سفر خود ضمن رد اين مسئله كه سفرش غيرمنتظره بوده است، جزئياتي از افراد و مقاماتي را كه در اين سفر با آن‌ها ديدار داشته است، بيان كرد.
خاتمي اگرچه در برخي موارد به مكان ديدارها و حتي ميزان جمعيت حاضر در آن‌ها نيز اشاره دقيق داشت اما هنگامي كه به موضوع ديدارش با روساي تينك تانك هاي امريكا (اتاق‌هاي فكر) رسيد، حاضر نشد جزئياتي را بيان كند و تنها گفت: "فرصتي پيش آمد تا با برخي از روساي تينك تانك‌ها كه دولتي نيستند اما فكرآفرين و ايجاد كننده‌ي فكر هستند و در جامعه علمي، فرهنگي و سياسي امريكا تاثيرگذارند، ديدار كنم. "
شايد اگر خاتمي در قبال خبر ديدارش با سوروس كه نخستين بار كيان تاجبخش به آن اشاره و تاكيد كرد ارتباطات مستمري بين اين دو، وجود داشته است، اقدام به تكذيب شتابزده نمي‌‎كرد، اكنون اوضاع به مراتب براي وي راحت‌تر بود و لازم نبود رسانه‌هاي نزديك به او از تهران تا لندن هر روز براي تكذيب مستندات روشن در زمينه اين ديدار با دشواري مواجه شوند.

زنده‌به گورکردن توسط منافقین

بە گزارش صراط به نقل از خبرگزاری فارس در منطقە کردستان عراق ، برای اولین بار سند تصویری دربارە جنایات سازمان تروریستی منافقین علیە ملت عراق و همکاری این گروهک تروریستی با رژیم بعث را منتشر می کند.

در ماه مارس سال 1991 پس از جنگ خلیج فارس و بیرون رانده شدن نیروهای عراقی از کویت، کردهای عراقی در قیامی علیه حکومت صدام حسین که مورد حمایت آمریکا و متحدانش قرار گرفت، توانستند کنترل شهرهای کردنشین شمال عراق را در دست بگیرند و حکومت صدام را وادار به عقب نشینی به مناطق مرکزی نمایند.

در این میان شهر استراتژیک و نفت خیز کرکوک نیز به دست شورشیان کرد افتاد. اما به گفته نیروهای کرد عراقی، یک هفته بعد، نیروهای مجاهدین خلق ایران با پوشش کردی و پوسترهایی از مسعود بارزانی و جلال طالبانی وارد کرکوک شدند و در عملیاتی مشترک با ارتش صدام، شبه نظامیان و پیشمرگان کرد کرکوک را غافلگیر کردند و موجبات کنترل دوباره شهر کرکوک توسط حکومت بعثی‌ها را فراهم آوردند که در جریان آن به گفته نیروهای کرد عراقی، صدها تن از ساکنین کرد کرکوک، توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران کشته شدند.

گفت و شنود کیهان درباره قابلمه!

گفت: جوانفكر در مصاحبه با روزنامه شرق باز هم به جدول زده است!
گفتم: ولي آقاي احمدي نژاد كه گفته بود «من روزنامه هاي كيهان و شرق را نمي خوانم»! شايد به همين علت و براي اينكه رئيس جمهور متوجه كارهاي او نشود با شرق مصاحبه كرده! خب؛ حالا چي گفته؟
گفت: به خيال خودش استدلال كرده كه آقاي احمدي نژاد نبايد در جلسات مجمع تشخيص شركت كند.
گفتم: ولي آقاي احمدي نژاد كه ديروز در جلسه مجمع شركت كرد. خب! ديگه چي؟!
گفت: اعتراض كرده چرا لاريجاني و قاليباف كه رقيب انتخاباتي رئيس جمهور بوده اند بايد رئيس مجلس و شهردار تهران باشند!
گفتم: خب! اولي با رأي مردم نماينده شده و با رأي نمايندگان مجلس، رئيس مجلس شده. دومي هم با رأي شوراي شهر كه آنها هم با رأي مردم انتخاب شده اند، شهردار شده است!
گفت: ظاهرا از نگاه آقاي جوانفكر غير از اصحاب فتنه و حلقه انحرافي هر كس ديگري را كه ايشان نمي پسندد نبايد هيچ مسئوليتي داشته باشد!
گفتم: يارو به همسرش گفت؛ غذا را بياور كه خيلي گرسنه ام و همسرش قابلمه غذا را سر سفره آورد اما، يارو مي خورد و غرغر مي كرد. همسرش پرسيد؛ غذا خوب نيست؟ گفت؛ نه! خيلي هم خوب است. پرسيد پس چرا غرغر مي كني؟ گفت؛ نفرات زياد است. همسرش گفت؛ فقط من هستم و تو هستي و قابلمه غذا و يارو گفت؛ بهتر آن بود كه فقط من بودم و قابلمه غذا...!

ام الفساد

بر اساس اسناد محرمانه
کلینتون: عربستان مهمترین منبع تامین مالی تروریست‌هاست

خبرگزاری فارس: ویکی‌لیکس با انتشار یک سند محرمانه دیگر اعلام کرد که وزیر خارجه آمریکا اعتراف کرده است که عربستان سعودی مهمترین منبع تامین مالی گروه‌های تروریستی در سراسر جهان است.


به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری "النخیل"، به نظر می‌رسد که موسم تسویه حساب‌های منطقه‌ای و بین‌المللی میان واشنگتن و ریاض پیش از موعد خود آغاز شده است.

پایگاه اینترنتی "ویکی لیکس" یک سند محرمانه دیگری را فاش کرده است که در آن آمده، "هیلاری کلینتون" وزیر خارجه آمریکا درباره اقدام سرمایه‌داران سعودی در تامین مالی گروهک‌های تروریستی در سراسر جهان هشدار داده است.

بر اساس این سند، کلینتون از مقامات مسئول سعودی خواسته است تا این موضوع را حل و فصل کنند زیرا این امر دارای اولویتی راهبردی است و یک چالش دایمی و همیشگی است.

وی تاکید کرده است که از مهمترین گروه‌های که از این کمک‌های مالی سعودی بهره برده‌اند، القاعده، طالبان و سازمانی نظامی "طیبة" است. کلینتون در این سند همچنین از تلاش‌های موجود در امارات، قطر و کویت برای مقابله با شورشیان انتقاد کرده است.

در تلگراف محرمانه ای که در دسامبر 2009 ارسال شده است، کلینتون از دیپلمات‌های آمریکایی خواسته است تا تلاش‌های خود برای توقف رسیدن پول به گروه‌های مسلحی که ثبات و امنیت را در پاکستان و افغانستان تهدید می‌کنند، مبذول دارند. بویژه اینکه این گروه‌ها نیروهای ناتو را هدف قرار می‌دهند.

بسیاری از دیپلمات‌های آمریکایی معتقدند که مبالغ مالی زیادی از سوی عربستان سعودی در موسم حج به دست گروه‌های مسلح می رسد.