پیام آیت الله مهدوی کنی به روحانی




آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی طی پیامی به حجت‌الاسلام حسن روحانی انتخاب وی را از سوی ملت ایران به‌عنوان رئیس‌جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آیت‌الله مهدوی‌کنی طی پیامی به حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهوری منتخب مردم ایران،‌ این انتخاب را به وی تبریک گفت.

متن کامل نامه آیت‌الله مهدوی کنی به‌شرح زیر است:

وَتِلكَ الاَیّامُ نُداوِلُها بَین‌َ النّاسِ وَ لِیَعلَمَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ یَتَّخِذَ مِنکُم شُهَداءَ (آل‌عمران: 140)

و ما این روزها (شکست و پیروزی) را میان مردم به‌نوبت می‌گردانیم (تا آنان پند گیرند) وخداوند کسانی را که (واقعاً) ایمان آورده‌اند معلوم بدارد و از میان شما گواهانی بگیرد.

جناب حجت‌الاسلام آقای دکتر حسن روحانی دام توفیقه

سلام علیکم و رحمة الله

اعیاد شعبانیه و خلق حماسه سیاسی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر شما و ملت شریف و‌ آزاده ایران مبارک باد.

بی‌شک خلق این حماسه در پرتو رهنمودهای مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پیروزی دیگری برای نظام جمهوری اسلامی ایران است.

ضمن احترام و تکریم نسبت به تمام نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری، انتخاب شما را در این عرصه خطیر تبریک گفته توجه شما را به نکات ذیل جلب می‌نمایم.

1- امید است جناب‌عالی که از یاران دیرین امام و رهبری و اعضای محترم جامعه روحانیت مبارز تهران هستید، از مؤمنان واقعی مورد اشاره در آیه شریفه فوق بوده و از شاهدانی باشید که توفیق پاسداری از آرمان‌های امام راحل (قدّس سره) و پایبندی و التزام به ولایت عامه فقیه را به آنها عطا فرموده است.

2- بی‌تردید جناب‌عالی به عهد خود وفادار بوده راه امام امت خمینی کبیر و رهنمودهای مقام معظم رهبری در حفظ مصالح امت را سرلوحه برنامه‌های خود قرار خواهید داد.

3- انتظار داریم از امروز تا آخرین روزی که این مسئولیت را به‌عهده دارید حل مشکلات مردم شریف را که حماسه‌آفرین این عرصه هستند در اولویت فعالیت‌های خود قرار دهید.

4- بر این باوریم که جناب‌عالی به‌عنوان رئیس جمهور منتخب، مجری قانون اساسی و حافظ دین و مذهب رسمی کشور، و همچنین عزت و شرافت جمهوری اسلامی ایران هستید.

5- یادآور می‌شوم روحانیت معزز که همواره پاسدار و مدافع ارزش‌های انقلاب و اسلام عزیز بوده‌اند چون گذشته مترصد حوادث و جریانات پیشِ‌رو خواهند بود و به‌یقین جناب‌عالی از خیرخواهی و نصیحت ناصحان مشفق و پشتیبانی روحانیت بی‌نیاز نخواهید بود.

از خداوند متعال برای شما توفیق در انجام این وظیفه خطیر را که ملت بر دوش شما نهاده است، خواستارم.

دعای حضرت بقیة الله الاعظم عجّل اللّه له الفرج بدرقه راهتان باد.

برادر شما محمدرضا مهدوی‌کنی

تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۴

سخنان امیدوار کننده اقای دکتر حسن روحانی در تیر ماه1378


سخنان امیدوار کننده اقای دکتر حسن روحانی در تیر ماه1378

این گروهک‌ها و این چند صد نفر اوباش چیزی نیستند که بخواهند برای ملت ما و برای مردم عزیز و قهرمان تهران نگرانی به وجود آورند. (تکبیر حضار)... در کدام کشور جهان، حرکت‌های آشوب‌طلبانه این چنین تحمل می‌شود؟ اینها خیلی پست‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم. در کجای دنیا و در کدام کشور و توسط کدام دولت، آشوب، تخریب و برهم زدن نظم جامعه، تحمل می‌شود. مگر دولت مقتدر جمهوری اسلامی ایران مسئولین امنیتی نظام، این‌گونه حوادث را تحمل خواهند کرد
این صبر و متانت، در یکی دو روزه برای این بود که ماهیت این چند صد نفر اوباش به خوبی برای مردم ما روشن می‌شود و همه به خوبی بدانند اینها چه کسانی هستند و دارای چه ماهیتی هستند... بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند، این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند. ادامه این وضع برای نظام ما کشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هرگونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. (تکبیر حضار) مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر- اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد.» (تکبیر حضار).

وی همچنین درباره ماهیت آشوبگران گفته بود:‌ «دشمنان خارجی، آنها که در این چند روز کف زدند و همچنین این عناصر پست و مزدور، بدانند اسلام در این کشور زنده است و زنده خواهد ماند. مردم عزیز و بزرگوار تهران و ایران زنده‌اند و در صحنه‌اند و با همان شور و هیجان سال‌های 58-57 در صحنه حضور دارند و پاسخ دندان‌شکن به آنها خواهند داد...

خوشبختانه اکثر این عناصر در ظرف دیروز و دیشب دستگیر شده‌اند. همه این افراد مورد بازجویی قرار خواهند گرفت. در میان این افرادی که دستگیر شده‌اند افراد شرور، جنایتکار و سابقه‌دار، وابسته به گروهک‌های معاند و ورشکسته، افرادی که به نوعی از سوی دستهای مشکوک تطمیع شده بودند همه اینها دیده می‌شوند.»

أقای دکتر قبل از اعدام برای خانواده‌اش چه نوشت


این وصیتنامه را بخوانید
با دستگیری یکی از اعضای سازمان و در همان بازجویی اولیه، هشت نفر از دیگر اعضا شناسایی و دستگیر شدند که دکتر هم جزو آنها بود.
در سحرگاه چهارم بهمن سال ۱۳۵۴، نه تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق (که آن موقع هنوز منافق نشده بودند) اعدام شدند.
هر چند برخی از این افراد تا سرحد توان با ساواک همکاری کردند و به قول معروف وا دادند، ولی تعدادی از آنها هم مردانه ماندند و شهید شدند و دست از آرمان ها و اعتقادات خود برنداشتند و هرگز از اعمال گذشته خود پشیمان نشدند.
یکی از این شهدای عزیز دکتر مرتضی لبافی نژاد است که یکی خیابان و یک بیمارستان در تهران به نام اوست.
دکتر لبافی نژاد که کارمند سازمان تأمین اجتماعی بود، در سال 1350 با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد و به عضویت تیم پزشکی این سازمان درآمد.
وی در تمام مدت عضویت در سازمان بر اعتقادات مذهبی‌اش پایدار ماند و در برابر تغییر ایدئولوژی، قاطعانه مقاومت کرد و پس از اطلاع از ماهیت و عملکرد مرکزیت سازمان، همکاری قبلی خود را راه خطا توصيف کرد و از آن ابراز پشیمانی نمود.
با دستگیری یکی از اعضای سازمان به نام وحید افراخته و در همان بازجویی اولیه، هشت نفر از دیگر اعضا شناسایی و دستگیر شدند که مرتضی هم جزو آنها بود.
دکتر لبافی نژاد در 11 مرداد 1354 در تبريز بازداشت و به تهران منتقل می شود و با وانمود کردن اینکه در تهران قراری دارد، به همراه مأمورین به منطقه مورد نظر رفته و در یک فرصت فرار می کند اما موفق نمی شود و با تیراندازی مأموران از ناحیه شانه و بازو مجروح گردید و مجدداً دستگیر شد.
همسرش پروین سلیحی هم که تنها نوزده سال سن داشت، به جرم همکاری با سازمان بازداشت شد که در دادگاه نظامی به دو سال زندان محکوم گردید که یک سال آن را در انفرادی گذراند.
 
 
دکتر شهید مرتضی لبافی نژاد در کنار همسرش پروین سلیحی
 
مرتضی هم شش ماه در انفرادی ماند تا اینکه در چهارم بهمن 1354 اعدام شد.

آنچه در زیر می خوانید وصیتنامه دکتر مرتضی لبافی نژاد است که ساعاتی قبل از اعدام نوشته شده است:

وصیت نامه غیر ارتشی مرتضی لبافی نژاد فرزتد عباسعلی در سحرگاه مورخه ۴/۱۱/۱۳۵۴
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
سلام و درود گرم من به پدر و مادر عزیزم. پدر و مادر مهربانم. پدر و مادری که هیچ چیز را از من دریغ نکردند.
سلام من به پروین عزیزم. همسر مهربان و فداکارم. همسر متقی و پرهیزکارم.
سلام من بر یکایک فامیل عزیز و مهربانم که متاسقانه فرصت نام بردن یکایک آنها را ندارم.
برای من نگران نباشید که خداوند فرموده است ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.
مطالبی را مختصرا در زیر می نویسم و می خواهم دقیقا این سفارشات اجرا گردد:
۱– مربی فرزندم فعلا و تا وقتی همسرم در زندان است پدر و مادرم خواهد بود و بعد خود همسرم. اگر زمانی همسر عزیزم خواست شوهری اختیار کند به نظر من بهتر است فرزندم را مجددا به پدر و ماردم بسپرد. به هر حال از مربی فرزندم هرکه هست خواهان تربیت صحیح فرزندم می باشم.
می خواهم او را نه تنها از نظر درسی بلکه از نظر مسائل مذهبی و اجتماعی نیز فردی آگاه و مطلع بار آورد.
از نظر محبت نه کم و نه زیاد که هردو زیان بخش است.
در خانه ای که فرزندم رشد و تربیت می یابد تلویزیون و مجلات فاسد و هرگونه وسیله ای که موجبات فساد اخلاقش را ایجاد کند هرگز نباشد.
۲– سفارش به مادرم در مورد پروین عزیزم می کنم و می خواهم که همیشه و همواره نسبت به او محبت قبلی را حفظ کرده و به خصوص تا او در زندان است مکررا و مرتبا به دیدار او برود و از محبت به او فروگذار ننماید.
 
 
دکتر شهید مرتضی لبافی نژاد در کنار همسر و تنها فرزندش یاسر

۳– سفارش به مادرم در مورد زهرا می کنم. البته می دانم که فلورا و بهمن عزیز آنقدر انسان هستند که هیچ گاه قدر زحمت های او را فراموش نکنند ولی مع الوصف اگر روزی از او جدا شدند از مادرم می خواهم که او را چون دخترش نزد خود نگهدارد. او حق فراوانی به گردن همگی ما دارد.
۴– مدت ۵/۳ سال نماز قضا و ۵/۲ ماه روزه برایم از پول خمس داده بخرید.
۵– آنچه پول نقد و سکه طلا دارم مبلغ ۱۰ هزار تومان را خیرات کنید. خمس پول نقد و سکه ها را بپردازید. مخارجی که برایم کرده اید از آن بردارید. اگر طلبی از کسی داشتم و آن را وصول کردید خمس آن را نیز بپردازید و به هر حال آنچه باقی ماند و به علاوه کلیه اثاثیه منزل متعلق به همسرم می باشد و او هرگونه دخل و تصرفی می تواند در آن بنماید.
محل سکه های طلا درون یک کارتن که در داخل اطاق بالا که اثاثیه ما قرار دارد، این کارتن در درون درگاهی است.
درون کارتن یک ظرف چینی است که درونش مقداری پوشال و یک قوطی است. پول نقد که برابر ۶۴ هزار تومان است در چهار برگ ورقه سپرده ثابت بانک صادرات است که درون یک پاکت بزرگ به همراه سایر مدارکم قرار دارد. مبالغی نیز از این و آن طلب دارم البته مقداری از پول فوق و سکه ها را ساواک ضبط خواهد کرد.
۶– به مادرم توصیه می کنم در نمازهایش دقت بیشتری کند و علی الخصوص در ضمن یکی دو سال آینده حتما به حج برود.
۷– به پدرم توصیه می کنم که او نیز در نمازهایش دقت بیشتری کند و حتما تلویزیون را بفروشد.
۸– در مراسمی که برای من برپا می گردد اکیدا از شرکت زن های بی حجاب و یا حتی با چادر و یا روسری توری جلوگیری نمایید.
به همین جا مطالب فوق را ختم می کنم و بار دیگر سفارش می کنم مطالب فوق را دقیقا اجرا نمایید.
قربان همگی فامیل عزیز.
مرتضی لبافی نژاد.
وصیت دیگری ندارم.
برچسب ها: لبافی نژاد ، ساواک ، اعدام
به نقل از مشرق



وعده امام راحل که خبرنگار تایم را شگفت‌زده کرد


 
«شما يک زندگي جدا از دنياي جديد داشته‌ايد. مباحث مربوط به اقتصاد مدرن و حقوق و روابط جديد بين‌الملل را مطالعه نکرده‌ايد. تحصيلات شما در علوم اسلامي و الهي است. شما با دنياي کنوني سياست و معادلات جاري آن در زندگي اجتماعي درگير نبوده‌ايد. با اين وجود، آيا احساس نمي‌کنيد که بايد در راهي که اعلام کرده‌ايد تجديدنظر کنيد؟»
اين پرسشي بود که روز نهم آذرماه 1358 خبرنگار مجله آمريکايي تايم در مصاحبه اختصاصي خود با حضرت امام(ره) از ايشان پرسيده بود. پاسخ امام راحل(ره) اما، تعجب آميخته به ناباوري خبرنگار تايم را در پي داشت. امام خميني(ره) در پاسخ فرموده بود؛ «ما، معادله جهاني و معيارهاي اجتماعي و سياسي که تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجيده مي‌شده است را شکسته‌ايم، ما خود چارچوب جديدي ساخته‌ايم که در آن عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفته‌ايم. از هر عادلي دفاع مي‌کنيم و بر هر ظالمي مي‌تازيم، حال شما اسمش را هر چه مي‌خواهيد بگذاريد، ما اين سنگ را بنا خواهيم گذاشت، اميد است کساني پيدا شوند که ساختمان بزرگ سازمان ملل و شوراي امنيت و ساير سازمان‌ها را بر اين پايه بنا کنند. نه بر پايه نفوذ سرمايه‌داران و قدرتمندان که هر موقعي خواستند هر کسي را محکوم کنند، بلافاصله محکوم نمايند. آري با ضوابط شما، من هيچ نمي‌دانم و بهتر است که ندانم».
خبرنگار مجله «تايم» حق داشت از پاسخ امام راحل ما(ره) انگشت‌حيرت به دندان بگيرد و در مقدمه‌اي که براي انتشار مصاحبه حضرت امام(ره) تهيه کرده بود، بنويسد؛ «سخن از يک روحاني بزرگ شيعه در ميان است که به‌زعم خود آمده است تا نظام حاکم بر جهان امروز را نه فقط در ايران که در همه دنيا تغيير دهد و نظامي را جايگزين کند که در آن عدالت و ظلم، روابط اجتماعي و معادلات سياسي با معيارهاي اسلامي تعريف مي‌شوند».
نمي‌دانيم آيا خبرنگار مجله تايم در قيد حيات است يا نه؟ اگر بود مي‌ديد و اگر باشد مي‌بيند که آنچه آن روز، امام راحل(ره) ما با اطمينان مي‌فرمود و خبرنگار تايم با دهاني بازمانده از تعجب و دروني آکنده از انکار مي‌شنيد، اتفاق افتاده است.
15 خرداد 1342 را مي‌توان با روزي که رسول خدا(ص) دعوت خويش آشکار کرد، به مقايسه نشست. با اين تفاوت که پيامبر اعظم(ص) اسلام ناب را به وحي از خداي مهربان گرفته بود و سلاله پاک او، امام خميني(ره) غبار قرن‌ها بدعت و تحريف و کج‌انديشي و بدانديشي که بر آن نشسته بود را زدوده و اسلام ناب محمدي(ص) را همانگونه که در صدر بود،‌ ارائه کرده بود. رژيم آمريکايي شاه، سراسيمه از آنچه در پيش بود، قيام را به خون کشيد و اين توهم را که نه خود و نه اربابانش باور داشتند در شيپورهاي فريب آن روزها دميد که گويي «دارها برچيده و خون‌ها شسته است»! اما قيام، تازه آغاز شده بود و تشنگاني که با آدرس غلط قدرتهاي استکباري در پي آب به سوي سراب رفته بودند، نشاني سرچشمه زلال را که امام راحل(ره) نشان‌داده بود، شناخته بودند. ديري نپائيد که طلايه بهمن 57 نمايان شد و ياران امام(ره) که آن روزها مي‌فرمود؛ در رحم مادران و صلب پدران و يا گهواره‌ها هستند، نيز از راه رسيدند. همه آمده بودند و آماده بودند تا «فلک‌را سقف بشکافند و طرحي نو دراندازند» و انداختند.
حضرت امام(ره) در پيامي به مناسبت سالروز قيام 15 خرداد که سال 1362 يعني در اوج جنگ تحميلي و حمله همه جانبه تمامي قدرت‌هاي ريز‌و‌درشت دنيا به ايران اسلامي، منتشر شده بود، آورده‌اند؛
«ما امروز، دورنماي صدور انقلاب اسلامي را در جهان مستضعفان و مظلومان بيش از پيش مي‌بينيم و جنبشي که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، اميدبخش آتيه روشن است و وعده خداوند تعالي را نزديک و نزديکتر مي‌نمايد، گويي جهان مهيا مي‌شود براي طلوع آفتاب ولايت از افق مکه‌معظمه... از پانزدهم خرداد 42 که حکومت مستکبران جبار در اين سرزمين به اوج خود رسيده بود و مي‌رفت تا عربده شوم «اناربکم الاعلي» از حلقوم فرعون زمان طنين افکند تا 22 بهمن 57 که پايه حکمراني جباران‌عصر در اين مرز و بوم فرو ريخت و تخت و تاج 2500 ساله فرعون‌گونه ستمشاهي به دست تواناي زاغه‌نشينان و ستمديدگان تاريخ برباد رفت و... ايامي معدود بيش نبود و از 22 بهمن 57 تا امروز که 15 خرداد 92 را درآغوش مي‌کشيم ساعاتي محدود بيش نيست ولي تحولي که - انجام آن- کمتر از صد سال -هم- بعيد به نظر مي‌رسيد با تقدير خداي بزرگ در اين ايام معدود و ساعات محدود تحقق يافت و جلوه‌اي از وعده قرآن کريم نورافشاني کرد».
امام راحل ما(ره) باز هم مثل هميشه حق داشت که در سروده‌اي مي‌فرمود؛ «انتظار فرج از نيمه خرداد کشم» چرا که آن روز اگرچه آميخته به دود و آتش و خون بود ولي بعثت دوباره - تعبير حکيمانه حضرت آقا از انقلاب اسلامي- آغاز شده و اسلام ناب محمدي(ص) از غربتي که دهها قرن بر آن تحميل کرده بودند، بيرون آمده بود.
بعد از آن، اين گردونه چرخيد و چرخيد تا به رحلت حضرت امام(ره) رسيد. غربِ سيلي خورده بار ديگر غريو شادي کشيد. ساعتي پس از آن که امام راحل ما چشم از جهان فروبست، اين خبر با ذوق‌زدگي احمقانه‌اي روي تلکس خبرگزاري رويتر نشست که «با مرگ خميني، انقلاب اسلامي به نقطه پايان رسيده است» و ساعتي ديگر خبرگزاري آمريکايي آسوشيتدپرس در مصاحبه با يکي از نظريه‌پردازان مؤسسه «هري‌تيژ» به تفسير اين رخداد پرداخت که «شخصيت کاريزماتيک- جاذبه ويژه- خميني مسلمانان جهان را با حالتي سحرگونه به خود جذب کرده بود و اکنون که از دنيا رفته است،‌ مانند هر شخصيت کاريزماتيک ديگر، بنياني که بنانهاده بود فرو مي‌ريزد» اما چند ساعت بعد وقتي در سراسر ايران اسلامي زن و مرد و کودک با چشم اشکبار به خيابان‌ها ريختند و خبر اين ضايعه غم‌انگيز در لبنان و فلسطين اشغالي و مصر و بحرين و الجزاير و... پيچيد و هنگامه آفريد، خبرگزاري رويتر با ناباوري آن را رخدادي عظيم‌تر از استقبال مردم به هنگام ورود حضرت امام(ره) ناميد و با انتقال بي‌وقفه رهبري به حضرت آقا؛ اضطراب دشمن به اوج رسيد ... خميني عزيز ما غروب نکرده بود، بلکه در قامت ديگر سلاله پاک رسول خدا(ص) دوباره طلوع کرده بود... و ديري نپائيد که اين گزاره ملکوتي از دل‌ها به زبان‌ها تراويد که «خامنه‌اي، خميني ديگر است».
باز هم عقبه‌هاي سخت بود و شيب‌هاي تند که ملت مانند دوران امام‌راحل(ره) در رکاب خلف حاضر او با موفقيت پشت سر مي‌گذاشتند و قله‌هايي که پير جماران وعده داده بود را يکي پس از ديگري فتح مي‌کردند. اين برداشت نه سخن خلاف است و نه لاف گزاف. کافي است به توصيه حضرت امام، نقطه آغاز را با نقطه‌اي که امروزه در آن ايستاده‌ايم به مقايسه بنشينيم، تا با خواجه شيراز همنوا شويم که:
رهرو منزل عشقيم و زسر حد عدم
تا به اقليم وجود، اينهمه راه آمده‌ايم
امروزه اما، همه شواهد حکايت از آن دارند که در ادامه همان راه به پيچ‌بزرگ تاريخ نزديک شده‌ايم. پيچ بزرگي که به نوشته هاآرتص، خميني و خامنه‌اي تابلوهاي راهنماي آن را نصب کرده‌اند و... راستي! آنگونه که دشمنان بيروني ادعا مي‌کنند و دنباله‌هاي داخلي همان را نشخوار مي‌کنند، اگر انقلاب اسلامي درگذر سال‌هاي گذشته رو به ضعف نهاده است، چرا -به قول حضرت آقا- کينه‌توزي‌ها و دشمني‌ها و شمشير از رو بستن‌هاي دشمنان همه روزه دامنه گسترده‌تر و شتاب بيشتري گرفته است؟! و به قول حضرت امام(ره) در خطاب معروفشان به آمريکا «اگر مي‌گوئيد هيچ اتفاقي نيفتاده است، پس چرا اينهمه سر و صدا مي‌کنيد؟!»
از ميان هزاران اظهارنظر و تفسير و تحليل دشمنان تابلودار بيروني، اشاره به بخشي از سخنان نتانياهو که روز 26 مي 2011- پنجم خرداد 1390- در کنگره آمريکا ايراد کرده است خواندني است؛
«دفعه قبل که پشت اين تريبون ايستاده بودم درباره خطر ايران هسته‌اي هشدار دادم، اما، اکنون آن زمان گذشته است و لولا و محور تاريخ در حال چرخش است. امروز از تنگه خيبر در عربستان تا تنگه جبل‌الطارق در مراکش، دگرگوني عظيمي در حال وقوع است. اين دگرگوني کشورها را متلاطم و دولت‌هاي دوست ما را متلاشي کرده است و خاطرات ايران 1979 را زنده مي‌کند. بايد قبول کنيم نيروي قدرتمندي وجود دارد که با الگوي مورد نظر ما -پاسخ حضرت امام به خبرنگار تايم را مرور کنيد- مخالف است. در رأس اين نيروي قدرتمند، ايران خميني و خامنه‌اي قرار دارد. کساني که ايران و خطر آن را ناديده مي‌گيرند، سرخود را در شن [!] فرو کرده‌اند.»
و... اين قصه اگرچه سر دراز دارد و حتي شرح مختصر آن نيز در اين وجيزه نمي‌گنجد، ولي اين نکته گفتني و اين سؤال پرسيدني است که «براي نشستن بر کرسي رياست امور اجرايي کشوري با اين ويژگي‌ها، چه شخصيتي و با چه ويژگي‌ها بايسته است؟... شايسته به مفهوم واقعي آن بماند.»

حسين شريعتمداري

مذاکره اتمی در مستراح


روحانی در پاسخ به سؤال مجری گفت‌وگوی ویژه خبری مبنی بر توقف قراردادهای سعدآباد، بروکسل و پاریس گفت: شما که می‌دانید این مسائل دروغ است، در سعدآباد اصلاً قراردادی نبود، طرح این مسائل مربوط به بی‌سوادها است، شما که اینها را می‌دانید و اگر در گوشی به شما اطلاع می‌دهند حتماً آنها بلد نیستند که به شما می‌گویند. وی افزود: در بیانیه تهران قطعنامه این بود که همه چیز متوقف شود ولی ما اجازه ندادیم.



این ادعاها اما واکنش هایی را از سوی کاربران شبکه های اجتماعی نیز در بر داشت. به عنوان مثال «دکتر شهاب اسفندیاری» در شبکه اجتماعی گوگل پلاسی در مطلبی با عنوان «مذاکره اتمی در مستراح» نوشت:

«ظاهرا آقای روحانی فراموش کرده‌اند که در دوران مسئولیت ایشان بر پرونده هسته ای وزیر خارجه ایران برای داشتن ۲۰ عدد سانتریفیوژ، در مستراح به «جک استراو» التماس می‌کرد. این ماجرای شگفت و «نمادین» را خودِ استراو در قسمت سوم مستند «ایران و غرب» ساخته بی بی سی تعریف‌می‌کند. او می‌گوید:

«پس از انجام مذاکرات و امضای توافق پاریس، که طی آن ایران پذیرفت همه‌ی فعالیت‌های غنی‌سازی را تعلیق کند، در بازگشت به انگلستان، برای گذراندن تعطیلات آخر هفته با قطار عازم شهرِ محلِ زندگیِ خود بودم. در بینِ راه تلفن همراهم زنگ زد. آن سوی خط دکتر کمال خرازی، وزیر خارجه‌ی ایران بود. او گفت ما می‌خواهیم ۲۰ سانتریفوژ را برای تحقیقات علمی فعال نگه داریم. من دیدم در حضور همراهانم در قطار نمی‌توانم در خصوص یک پرونده‌ی حساس بین‌المللی مذاکره کنم، لذا به مستراح قطار رفتم. آنجا به خرازی گفتم شما توافقنامه را امضا کرده‌اید و دیگر نمی‌شود زیرش بزنید. اما او باز اصرار کرد. من گفتم باید در این خصوص با دیگران صحبت کنم... در همان حال کسی هم به در مستراح می‌زد و ظاهرا عجله داشت تا از آن برای کاری غیر از مذاکره‌ی‌ اتمی استفاده کند...»


استراو در ادامه تعریف می‌کند که همان‌جا با «جان سائرز» مدیرکل سیاسی پیشین و مسئول پرونده‌ی هسته‌ای ایران در وزارت امور خارجه انگلستان تماس می‌گیرد. «سائرز» هم پس از مشورت با «کارشناسان» دیگر به «استراو» پاسخ می‌دهد که ایرانی‌ها با همین ۲۰ سانتریفیوژ پس از چند سال می‌توانند به اندازه‌ی مورد نیاز برای یک بمب اتم اورانیوم غنی کنند! در نتیجه «جک استراو» هم در تماس مجدد با خرازی به طور قطعی به درخواست او پاسخ منفی می‌دهد.

آیا مذاکره‌کنندگانِ «با تجربه» و دیپلمات‌های «ورزیده‌ی» ما در عصر اصلاحات، نمی دانستند که قبل از امضای توافقنامه باید از طرف مقابل بخواهند که ۲۰ عدد سانتریفیوژ را از شمولِ تعلیق خارج کند؟؟ آیا دوباره می خواهیم این «نخبگان» و «نوابغ» مقدرات کشور ما را بر عهده بگیرند؟»

مرتضی بصیری، دیگر کاربر شبکه اجتماعی گول پلاس نیز چنین نوشت:

«آقای روحانی در گفتگوی ویژه خبری 6خرداد خود را مبرا از هرگونه تقصیر درتضییع حقوق هسته ای ایران در دوران اصلاحات دانستند.

بنده به عنوان دانشجویی که پشت دیوار کاخ سعدآباد ناظر مذاکرات روحانی و سه وزیر اروپایی و خنده های مستانه ایشان با جک استراو (وزیر خارجه وقت انگلستان) بوده ام شهادت می دهم که وی بدنبال پاک نمودن کارنامه سیاه خود در این مساله است.

تعلیق فعالیتهای هسته ای ایران در زمان ایشان صورت گرفت. تمرکز غنی سازی اورانیوم ما در سایت نظنز انجام می شد که به لطف آقای روحانی و آقای خاتمی جهت اعتمادسازی تعلیق شد. ایشان می خواهند فعالیتهایی که تحت نظر رهبری پس از این تعلیق و برخلاف نظر تیم هسته ای آقای روحانی انجام شد را به خود نسبت دهند.

ایشان در گفتگوی ویژه خبری اعلام کردند که ما تعلیق را فقط در نظنز انجام دادیم و در آب سنگین اراک و... به اتمام رساندیم. بله، اما نظام این کار را کرد و نه تیم آقای روحانی. این عملکرد ایشان نبوده، بلکه ادامه سیاست هسته ای نظام بوده است. به دلیل آنکه رهبری می دانسته اند تعلیق برای اعتمادسازی از اول محکوم به شکست بوده است. اما رهبری به تیم هسته ای آقای روحانی اجازه دادند تا با تعلیق داوطلبانه بر آنان دروغ بودن ادعاهای واهی غرب مسجل شود. و در ادامه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران به خواست ملت عزیز و رهبری بزرگوار ادامه پیداکرد.


 

آقای روحانی با خرج کردن رهبری در این عرصه می خواهند تصمیمات خود را به ایشان نسبت دهند که زهی خیال باطل...

شیوه رهبری در هر دوره ریاست جمهوری دادن آزادی عمل به رئیس جمهور منتخب مردم است. و هنگامی که سیاستهای هسته ای آقای خاتمی با شکست مواجه شد رهبری فرمودند: «همان دولت که تعلیق را انجام داده است همان دولت باید تعلیق را بر دارد». و چنین شد که به دستور رهبری تعلیق سایت نطنز به اتمام رسید.»

تحریف حقایق تعلیق



مذاکرات هسته ای کا را بجائی رساند که از ما اسامی دانشمندان و کلیه دست اندر کاران فعالیت های
هسته ای را برای فرستادن (تبعید) انها به دیگر نقاط جهان می خواستند . امروز ان تحقیر ها و زورگوئیها
انچنان تحریف می شود و به خود باختگی خود انچنان لعاب مصالح ملی می زنند که اگر جوانان ما از مذاکرات
 و دوران خاتمی چیزی ندانند تصور می کنند اینها فرشته های نجاتی بودند که اگر بار دیگر به کرسی ریاست
 برگردند ایران را بهشت می کنند .
باید از آقای روحانی که با افتخار ادعا می‌کند ایشان مانع ارسال پرونده هسته‌ای کشورمان به شورای امنیت
شده بودند، پرسید؛ در حالی که تمامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران به حالت تعلیق درآمده بود، چه بهانه‌ای
 برای ارسال پرونده به شورای امنیت سازمان ملل وجود داشت؟!

شبکه ایران/ روزنامه کیهان نوشت: 

 اظهارات حسن روحانی در برنامه تبلیغاتی تلویزیونی تعجب ناظران مطلع را برانگیخت.

وی در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری که با تک‌گویی، بداخلاقی و تحریف ‌واقعیات همراه بود، از دوره امتیاز دادن‌های یک سویه به غرب بر سر چالش هسته‌ای تصویری طلایی به نمایش گذاشت و به مجری برنامه نیز با تندخویی حمله کرد.

این در حالی است که به عنوان مثال سیدمحمد خاتمی در تاریخ 28 خرداد 1383 و در جمع خبرنگاران از پیمان‌شکنی‌های 3 دولت اروپایی انتقاد کرد و گفت: ما تأیید البرادعی را داشتیم که گازدهی به دستگاه سانتریفیوژ، قطعه‌سازی و مسایل دیگری که مربوط به آن می‌شود و مونتاژ، اصلا جزو غنی‌سازی نیست. حال یا بهانه‌گیری کردند یا نظرشان عوض شد و یا مسئله غنی‌سازی را تعمیم دادند و ما با حسن‌نیت این را پذیرفتیم و عملی هم کردیم و مسیر را پیش می‌رفتیم که سوال کردند، به آنها اجازه دادیم حتی از تشکیلات نظامی ما بازرسی کنند.

خاتمی تصریح کرد:در مقابل، اروپایی‌ها تعهداتی داشتند که زمینه انتقال تکنولوژی و همکاری‌های گسترده را بوجود آورند و هم در زمینه منطقه‌ای، دو جانبه و هم با اتحادیه اروپایی همکاری کنند که با بهانه‌های مختلف در این مسیر حرکت نکردند. پس از بحث‌های فراوان بالاخره در بروکسل این بحث‌ها ادامه داشت و بنابراین بود که پرونده هسته‌ای ایران در اجلاس ژوئن عادی بشود، یعنی از یک مسئله فوق‌العاده بیرون برود. امروز با وجود بازرسی‌ها و همکاری‌هایی که شده، پرونده ایران از حالت فوق‌العاده خارج نشده است.

رویکرد تسلیم‌طلبانه باعث شد که علی‌اکبر محتشمی‌پور 11 تیرماه 1383 ضمن سخنرانی در حسینیه جماران اعلام کند: در جریان مباحثی که سال گذشته میان ایران و آژانس انرژی اتمی مطرح شد، ناگهان وزرای کشورهای انگلیس، آلمان و فرانسه به ایران آمده و قراردادی را با دبیر شورای عالی امنیت ملی (روحانی) امضاء کردند که یکی از مفاد آن تعلیق موقت غنی‌سازی اورانیوم بود. در حالی که این اقدام ربطی به کشورهای اروپایی نداشت و اگر ایران با آژانس انرژی اتمی مسئله‌ای دارد، اروپایی‌ها حق نداشتند از موضع قیم‌مابانه با ملت ایران رفتار کنند. آقای روحانی مجاز نبود در سفر به بروکسل با وزرای خارجه کشورهای فرانسه، آلمان و انگلیس قراردادی را امضاء کند که به موجب آن متعهد شود ایران ساخت قطعات دستگاه‌های سانتریفیوژ را متوقف کرده و در مقابل اروپائی‌ها هم قول بستن پرونده هسته‌ای ایران در آژانس بین‌المللی اتمی را بدهند، در حالی که این کار از عهده آنها برنمی‌آید.

همچنین کمال خرازی وزیر وقت خارجه در تاریخ 18/2/1384 و در جریان سفر نیویورک به واحد مرکزی خبر گفت: ما براساس جدول‌بندی که داشتیم از آغاز پس از مذاکرات پاریس قرار بود در مدت سه ماه مسایل ارزیابی شود و تصمیم بگیریم که اگر مذاکرات نتیجه‌بخش است ادامه دهیم و اگر نتیجه‌بخش نیست و تنها وقت گذرانی است آنرا ادامه ندهیم.

خرازی در پاسخ به این سوال که آنچه در مذاکرات گذشته اتفاق افتاده امتیازدهی از جانب ایران بوده آیا باز هم مصلحت است که مذاکرات ادامه یابد، گفت ما نیز احساس می‌کنیم که اروپایی‌ها در حال وقت‌کشی هستند و ما اکنون به مقطعی رسیده‌ایم که تصمیم خواهیم گرفت.

یادآور می‌شود رهبرمعظم انقلاب سوم مرداد 1391 در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام اعلام کردند:« در هر برهه‌ای که ما در مقابل جبهه دشمن انعطاف نشان دادیم و عقب‌نشینی کردیم با توجیه‌هایی؛ مثلا گفتیم بگذارید بهانه را از دست دشمن بگیریم، یک وقت گفتیم سوءظن دشمن را از خودمان زایل بکنیم، به این بهانه‌ها انعطاف‌ نشان دادیم، دشمن مواضع گستاخانه‌تر علیه ما گرفت. در آن روز ادبیات مسئولین ما آلوده شد به حرف‌ها و تعبیرهای تملق‌آمیز نسبت به غرب و فرهنگ غربی، در آن روز اینها ما را محور شرارت معرفی کردند. کی؟ آن کسی که خودش مجسمه شرارت بود، رئیس‌جمهور قبلی آمریکا مجسمه شرارت، ایران اسلامی را محور شرارت معرفی کرد. این کی بود؟ آن وقتی که ما در ادبیات خودمان در اظهارات خودمان حرف‌های تملق‌آمیز نسبت به غرب و نسبت به آمریکا را تکرار می‌کردیم. این جوری‌اند اینها. در همین قضیه هسته‌ای، آن وقتی که ما با اینها همراهی کردیم، عقب‌نشینی کردیم، البته تجربه‌ای بود برای ما، اما این واقعیت است. آن روزی که عقب‌نشینی کردیم، اینها جلو آمدند این قدر جلو آمدند که من توی همین حسینیه گفتم که اگر بنا باشد این روال از سوی آنها ادامه پیدا کند من خودم وارد قضیه خواهم شد و وارد قضیه شدم. عقب‌نشینی‌ها آنها را گستاخ‌تر کرد، طلبکارتر کرد. یک روزی بود که مسئولین ما قانع بودند که اجازه بدهند که 25 سانتریفیوژ ما توی کشور داشته باشیم؛ 25 تا سانتریفیوژ! آنها گفتند نمی‌شود اینها قانع شدند که 5 تا داشته باشیم، باز هم گفتند نمی‌شود. مسئولان ما قانع شدند که 3 تا سانتریفیوژ داشته باشیم باز هم گفتند نمی‌شود. امروز گزارش را شنیدیم. 11 هزار سانتریفیوژ داریم. اگر قرار بود ما آن عقب‌نشینی‌ها را، آن انعطاف‌ها را ادامه می‌دادیم، امروز از پیشرفت هسته‌ای که هیچ خبری نبود- من می‌خواهم عرض کنم- این نشاط علمی هم در کشور قطعا لطمه می‌خورد. این نشاط علمی که این چند سال اخیر در کشور به وجود آمده، این حرکت علمی این جوانها، این ابتکارات، اختراعات، پیشرفت‌های گوناگون در بخش‌های مختلف این هم لطمه می‌خورد».

باید از آقای روحانی که با افتخار ادعا می‌کند ایشان مانع ارسال پرونده هسته‌ای کشورمان به شورای امنیت شده بودند، پرسید؛ در حالی که تمامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران به حالت تعلیق درآمده بود، چه بهانه‌ای برای ارسال پرونده به شورای امنیت سازمان ملل وجود داشت؟! و این چه افتخاری است که به آن اشاره می‌کنید؟!

منبع كتاب سخنراني فوکویاما درباره شیعه


منبع كتاب سخنراني فوکویاما درباره شیعه

Sovereignty and Emergency: Political Theology, Islam and American Conservatism
Turner Theory Culture Society.2002; 19: 103-119