در مطالعات و در بررسي تاريخ يهود و از جمله كتاب مقدس يهوديان به داستاني برخورد مي كنيم كه   هر انسان اهل تحقیق و اهل تفكر را  به انديشه فرو مي برد، و اين  موضوع مرا وادار كرده كه يك بررسي تاريخي و تطبيقي را به خوانندگان گرامي ارائه دهم و نتيجه را به خود خواننده واگذارنمايم. 

 البته اينكه جايگاه ايران و ايراني در كتاب هاي مقدس يهود تا چه اندازه مهم و حياتي است و اين قوم چگونه حيات مجدد خود را مديون ايران و ايراني هستند؟ و تا چه اندازه اين قوم با توطئه چيني و فتنه قدردان محبت ايران و ايراني بودند بماند، كه خود فصلي جداگانه را مي طلبد، و خارج از مقوله اين وبلاگ مي باشد.

 در كتاب مقدس در داستاني آمده كه خشايارشاه زن خود ملكه وشتي را كه حاضر نشده بود درميهماني اقوام و ملل در برابر حضار خود نمايي كند و زيبايي خود را به رخ حضار بكشد، از مقام خود عزل مي كند و به نقل تاريخ اين زن را كه  نخواسته بود حجب و حياي  خود را فداي لذت ديگران كند به قتل مي رساند. ( توجه كنيد به حجب و حياي زن ايراني در اعصار تاريخ باستان)

در بارگاه خشايارشاه مردي  يهودي بنام مردخاي بوده كه از نجات بافتگان يهوديان در بابل توسط ايرانيان نيزبوده كه بنابه مصلحت، هميشه يهودي بودن خود را انكار مي كرده ( توجه داشته باشيد كه حتي پس از  نجات يهوديان ازاسارت بابليان توسط ايرانيان و آزادي كه كوروش هخامنشي به اين جماعت داده بود،باز اين جماعت ماهيت پليد خود را در آن دوره نشان داده بودند و به علت توطئه چيني  در جامعه ايراني مجبور به انكار ماهيت خود بودند)

كليت اين داستان بنا به ذكر  كتاب مقدس به اينجا ختم نمي شود، بلكه با حيله مردخاي برادر زاده اش " استر"به جاي ملكه وشتي بر تخت ملكه شاه تكيه دهد و نيز در كتاب مقدس هم آمده كه مردخاي  بارها به اين دخترتاكيد مي كند كه منكر يهودي بودن خود شود تا اينكه تاج ملكه را بر سر بگذارد.( چقدر يهوديان در آن برهه از تاريخ مانند امروز هم مورد تنفر بودند!)

اما موضوع داستان تنها در ملکه شدن يك زن يهودي نيست  ، بلكه درادامه اين داستان آمده كه هامان وزير خشايار شاه به همراه پسرانش پس از کش و وقوس هاي فراوان كه مطلع شده بودند ماجرا از چه قرار است، قصد داشتند كه مانع از ورود يهوديان به دربارو تسلط بر ايران  شوند.

 پس از ملكه شدن استر و در حاليكه شاه ايران در مجلسي  در حالت مستي مسحور عشوه بازي استر يهودي در برابر ديدگان بيگانگان شده بود، با حيله مردخاي و استر حكم قتل هامان و پسرانش و تمام كساني را مخالف حضور يهوديان در دربار بودند را امضا ميكند و نتيجه اين حكم احمقانه شاهانه مي شود قتل عام بيش از77 هزار نفر از ايرانيان در تمام مملكت پارسي ظرف 3 روز! كه در كتاب مقدس يهوديان نيز ازاين قتل عام با وقاحت تمام به افتخار ياد مي شود و آن را خواست خداوند جلوه مي دهند.

( شباهت  لحظه ايي كه خشايارشاه در حالت مستي فرمان قتل هامان وزيرو ساير ايرانيان را به تحريك استر و مردخاي يهودي صادر مي كند درست شبيه به لحظه ايي است كه ناصر الدين شاه به تحريك ميرزا آقا خان نوري كه سرسپرده بهاييت بود فرمان قتل و عزل اميركبير را صادر مي كند! و اين نشان مي دهد كه يهود و صهيونيست و نيز عمال آنها از بهاييت تا وهابيت هميشه بدنبال توطئه عليه ايران و ايراني بودند و هستند. )

 نكته جالب اين است كه در كتاب تفسيري ايران در متون كتاب مقدس نوشته كشيش مسيحي صهيونيست آلن هانتزينگر در سال 2004 از خشايارشاه به عنوان مرد بزرگي ياد مي شود كه يادگاري بزرگ را براي تاريخ بشريت با شكست ايرانيان به جامعه بشري  به ارث گداشته و آن هم دو "ماراتن" كه با شكست در برابر دشمن اين ارث را بنام خفت و خواري براي ايران ايراني  بر تاريخ به جاي مي گذارد.

 نكته مهم در اين داستان كتاب مقدس فقط نقل يك داستان نيست، بلكه تاريخ نشان داده كه يهوديت در هر لحظه ايي از تاريخ بشريت نه تنها بر عليه ايراني كه بر عليه بشريت اقدام كرده وهنگاميكه متون تاريخي و مقدس يهود را بررسي مي كنيم و نوع عملكرد امروز صهيونيست را مي بينيم مي شود نتيجه گرفت كه بين يهوديت 4هزار سال قبل با صهيونيست امروزي  كه مسلمانان را قتل عام مي كند هيچ تفاوتي وجود ندارد.

ماجراي ملكه شدن استر به همين جا ختم مي شود كه استر پس از قتل عام هامان و پسرانش و 77 هزار ايراني ظرف 3 روزبا فرستادن نامه به تمام يهوديان عالم پايه گذار عيدي مي شود به نام "پوريم" كه اكنون نيز يهوديان و بويژه در سرزمين هاي اشغالي فلسطين و دنيا و حتي يهوديان ايران به ياد آن روز نخستين هفته فوريه را به پاس كشتار ايرانيان و نجات يهود جشن مي گيرند(به نظر من فرستاده شدن نامه توسط ملكه استر حاكي از اين است كه تمام يهوديان عالم منتظر اين اتفاق يعني بر تخت نشستن اين زن بودندو اين نقشه، نقشه ايي از پيش تعيين شده بوده! حتي كتاب مقدس هم به اين موضوع اشاره دارد) كه اين جشن مصادف مي شود با اواسط بهمن ماه و هفته اول فوريه كه در اين جشن  شيريني هايي به شكل مثلث كه يادبود كلاه هامان است خورده مي شود و هنگامي كه اسم هامان ايراني را صدا مي زنند شيپور مي نوازند تا نام او را خدشه دار كنند. (اين عيد هنوز برگزاري مي شود)

-----------------------------------------------------------  

نتيجه: توجه كنيد كه در عرض سه روز به دستور استرو خشايارشاه تمام يهوديان در سر اسر سرزمين پارس 77 هزار نفر ايراني از كساني كه فكر مي كردند دشمن آنها هستند مي كشندو در تاريخ خود آن رابا افتخار ثبت مي كنند! و نيز افتخار مي كنند كه 77 هزارايراني كشته اند بي آنكه غارت اموال بكنند،( توجيه و تفسير را ببينيد، نسل كشي عيب نيست ولي غارت عيب است!) ولي شما مطابق حقوق بشر حق نداريد به اين عمل بگوييد هولوكاست و نسل كشي. اين عبارت فقط براي كشتار يهوديان در جنگ دوم جهاني به كار مي رود. اگر كسي در دنيابه كشتار يهوديان در جنگ دوم جهاني شك كند مجازات زندان دارد. اگر كسي عبارت هولوكاست را براي غير از كشتار يهودي ها به كار ببرد و برحسب اتفاق در اروپا ويا آمريكا هم زندگي كند، مجازات زندان خواهد داشت.

به نقل از  http://mojtabafazljo.blogfa.com/post-138.aspx